آوشآوش15 سالگیت مبارک

***قشنگ ترین اتفاق زندگی***

داداشی با آوش

1392/6/17 10:45
نویسنده : مامان معصوم
420 بازدید
اشتراک گذاری

پرپر

بابایی رفته هندان ، دیشب 2 و 3 شب رسید ولی ......

من و مامانم خونه مادر جونم بودیم !!!!!!!

داداش پرهام با گاله مشور " منصوره " اومدن خونه مادر جون

کلی بازی کردم

داد زدم ، جیغ کشیدم

من داداش پرهام رو خیلی دوست دارم

داداشی برام یخمک خرید ، با همدیگه خوردیم

دلم برا بابایی تنگ شده

بابا ، مادین ، دوست ، هندان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان ارشیا
12 شهریور 92 13:24
چه پسرای نازی همیشه شاد و سلامت باشینمامانی لینک شدین با اجازه




ممنون گلم ، ما هم شما رو لینک کردیم " با اجازه "




مامان آبتین
13 شهریور 92 8:11
سلام. این آقا آوش خیلی نازه . مخصوصا وقتی با دستهای مهربونش برای گلها آب می یاره




سلام ، یزدانی جونم . آره عزیزم اگه بهش اجازه بدی تمام گلها که چه عرض کنم تمام پارک ها را هم آب میده .


خاله فریبا
13 شهریور 92 11:39
چه پسر ناز و دوست داشتنی
وب جالبی دارین اگه مایلین تبادل لینک داشته باشیم خبر بدین

سلام گلم حتما" من و آوش مهربون هم خیلی خیلی خوشحال می شیم.

رزیتا
14 شهریور 92 9:00
ماشااله پرهام چه بزرگ شده مردی شده واسه خودش . خدا حفظش کنه